قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
725
تاريخ الفي ( فارسى )
همراهند . اگر تو را داعيه آن است كه در مدينه اقامت نمايى مقيم شو كه هيچكس به تو ضررى نتواند رسانيد . امّا ملتمس آنكه على التعاقب از حالات يزيد و مردم او اعلام نمايى و مرا به دعاى خير ياد آورى . پس وصيّت نامهاى نوشته به محمّد حنفيّه داد و او را وداع كرده در شب چهارم شهر شعبان از مدينه با اهل بيت خود بيرون آمده از راه راست و شارع عام متوجّه مكّه گشت « 1 » و اين آيه تلاوت مىفرمود كه فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ « 2 » الآية و در راه عبد اللّه بن مطيع پيش آمد و گفت : يا بن رسول اللّه حق سبحانه و تعالى يار و نصير تو باد ، به كجا مىروى و چه عزيمت دارى ؟ امام حسين فرمود : حالا عزيمت مكّه دارم و چون آنجا رسم آنچه مقتضاى وقت باشد عمل نمايم . عبد اللّه گفت : خير و عاقبت نصيب ملازمان تو باد ، امّا مرا چيزى به خاطر رسيده ، اگر دستورى دهى به عرض رسانم . امام حسين ، عليه السّلام ، فرمود : آنچه به خاطر تو مىرسد بگوى . عبد اللّه گفت : يا بن رسول اللّه ، تو سيّد و سرور عربى . در حرم امن ساكن باش كه اهل حرم ديگرى بر تو اختيار نكنند . و زينهار كه به سخنان اهل كوفه مغرور نشوى كه ايشان با پدر و برادر تو وفا نكردند ؛ چه در طبيعت ايشان وفا و مروّت نيست . و اگر عياذ باللّه تو را واقعهاى پيش آيد مجموع اهل بيت تو هلاك گردند و آن جماعت از دور ايستاده تماشا خواهند كرد . امام حسين ، عليه السّلام ، عبد اللّه مطيع را دعاى خير گفته وداع فرموده روان شد . بعد از طىّ مراحل و منازل به نزديك مكّه « 3 » رسيد . و چون جبال مكّه به نظر آن حضرت درآمد اين آيه بر خواند : رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ « 4 » . . . الآية و چون به مكه رسيد اهل حرم به قدوم مسرّت لزوم آن حضرت بسيار خوشحال شدند . ابن زبير دانست كه تا امام حسين در مكّه است مردم مطيع و منقاد او نخواهند شد ، لاجرم او نيز بالضروره هرصبح و شام به ملازمت فرزند خير الانام مىرسيد و به خدمتگزارى سيّد جوانان اهل بهشت قيام مىنمود .
--> ( 1 ) . قافلهء كوچك امام حسين ( ع ) ، مركّب از بيست و يك تن از افراد خانواده و برادران او ، روز يكشنبه بيست و هشتم رجب سال شصت مدينه را به سوى مكّه ترك كرد . ( 2 ) . از آن شهر ترسان و نگران بيرون شد . . . ؛ ( قصص ، 21 ) . ( 3 ) . امام ( ع ) پس از پنج روز كه فاصلهء مدينه تا مكّه را پيمود در شب جمعه سوم ماه شعبان سال شصت به مكّهء معظّمه وارد شد . ( 4 ) . پروردگار ما ! بىگمان من جاى دادم از فرزندانم به واديى بىكشت ؛ ( ابراهيم ، 37 ) . ولى بنا به مشهور ، امام حسين موقع ورود به مكّه اين آيه را تلاوت فرمود : « وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ . . . » ؛ ( قصص ، 22 ) - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 222 ؛ الكامل ، ج 5 ، ص 114 ؛ ارشاد ، ج 2 ، ص 200 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 189 . امام حسين با تلاوت اين آيه و آيهاى كه موقع خروج از مدينه تلاوت فرمود ، مىخواهد نشان دهد كه او نيز مثل حضرت موسى ( ع ) ، به هنگام حركت از مدينه در تعقيب هدفى است بالاتر ، كه فقط از مردان الهى برازنده است .